|
قطب شمال+پ ن |
 |
یه روزی یادم میاد نه چندان دوراز حالا برای کشیدن یه گردی ودوتا نقطه وچهارتا خط کج وراست کلی ذوق کردم وتا اونجایی که یادمه حتی آدمی رو که کشیده بود دخترکم رو هنوز نگه داشتم واینجاهم فکر کنم عکسشو گذاشتم.
دیروز دختر ما چیزی شبیه تخم مرغ کشیده بود که سر وته شو دوقسمت جداکرده بود وخودش میگفت اینزا (منظور اینجا) قطب شماله واینزاهم قطبه جنوبه.
یه خونه ی اسکیمو هم کنارش کشیده بود وتوضیح میداد این خونه یخیه وخورشید رو جدا از این کره کشیده بود وتوضیحش این بود : خورشید روی کره ی زمین نیستش خورشید خودش یه کره ی جداگونه اس.  
***
پی نوشت :
دخترما هر روز چیزای جدید یاد میگیره وشاید فکر کنین اینجا شکل دفتر علوم آمادگی شده ولی من چون فرصت یادداشت جای دیگه رو ندارم سعی میکنم اینجا بنویسمشون
دیشب رو به بابایی: درخت ریشه هاش توی زمینه(توی نقاشیش هم اینو کشیده بود) غذاشم کوده باید آب بهش داد تا با نورخورشید وکود وآب بزرگ بشه.
به شدت عاشق نقاشیه وجای هرکاری حاضره بشینه نقاشی بکشه.
دیروز دارم لوبیا سبز خورد میکنم اومده به من کمک میکنه ودر حین کار رو به من: الهی قربون اون دسات برم خب گفتم خسته میشی اینقد کار میکنی به خاطر همین کمکت میکنم.
|
|
|
|
|